تأملی بر جنگ‌طلبی شیوخ و شاهان صفوی از عصر جنید تا عهدنامه صلح زهاب (1049-851)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

تاریخ، دانشگاه جیرفت، جیرفت، ایران

10.22081/hiq.2024.66243.2321

چکیده

مقدمه
طریقت صفویه از عصر شیخ صفی‌الدین اردبیلی (و. 730 ق)، تا ابتدای دوره شیخ جنید (و. 864 ق)، مبتنی بر رابطه معنوی میان شیوخ و مریدان بود. از عصر شیخ جنید (و. 860 ق)، جنگاوری و غازی‌گری جای صوفی‌گری را گرفت و شیوخ صفوی با قرار دادن شمشیر در دست مریدان و قزلباشان، طریقت صفویه را به حزب سیاسی تبدیل و وارد معادلات قدرت در ایران کردند.
هدف و سوال اصلی
هدف اصلی پژوهش پیش رو یافتن کارکردهای پنهان و آشکار جنگاوری و جنگ‌طلبی صفویان است و قصد دارد به این پرسش پاسخ دهد که: شیوخ و شاهان صفوی بر اساس چه انگیزه‌هایی به جنگ‌طلبی و غازی‌گری روی آوردند؟
روش پژوهش
داده‌های پژوهش با رجوع به منابع دست اول تاریخی از عصر صفویه، گردآوری، و با روش تجلیل تاریخی در مورد جنگ‌های عصر صفوی بحث شد.

بحث
نخستین نبردهای صفویان با رقبا از عصر جنید (و. 864 ق) آغاز شد. شاه اسماعیل صفوی (930-907 ق)، دردر جنگ‌های متعدد، فرخ یِسار شروانشاه (906)، الوندبیگ آق‌قویونلو (907)، و بعد از آن سلطان مراد آق قویونلو را در همدان شکست داد. شاه اسماعیل، مسلح به زره، شمشیر و نیزه و با سپاهیانی بسیار کمتر از رقبا در جنگ شرکت می-کرد. چنین شیوه‌ای برای او نزد صوفیان و قزلباشان تقدس، فرهمندی‌ و مصونیت به ارمغان آورد و تبدیل به شخصیتی خدایگونه شد. پیروزی در جنگ با ازبکان به عنوان رقیبی قدرتمند، مشروعیت او را تایید و تقویت کرد و به او مکان داد که به مانورهای سیاسی داخلی و خارجی روی بیاورد. او بعد از غلبه بر ازبکان، فتح‌نامه‌هایی به هندوستان، شام و روم فرستاد. علاوه بر آن فتح‌نامه‌هایی به نواحی داخلی ایران که در آن جا بیم شورش و انقلاب می‌رفت، ارسال شد. از جمله این ولایات عراق، فارس، آذربایجان، کرمان، خوزستان، بغداد، دیاربکر، شروان و طبرستان بودند. اما شکست در چالدران دارای تکانه‌های بی‌شماری بود. باورهای شاه آسیب دید، و چهره ماورایی او در نزد پیروانش درهم شکست. همچنین، از امور لشکری و کشوری کناره‌گیری نمود و بیشتر وقت خود را در شکار، چوگان، تفنن و میگساری گذراند.
شکست در چالدران، باعث قدرت‌گیری سران قزلباش و خودسری آنان شده بود. شاه تهماسب برای پایان دادن به اختلافات امرا و خودسری‌های آنان قبل از هر چیز قابلیت‌های خود را در نبرد جام با ازبکان در سال 935 ق، به اثبات رساند. بعد از آن در سال 937ق، فرمان قتل چوهاسلطان و سایر تکه‌لوها را صادر نمود و در سال 940-939ق، با فرمان قتل حسین خان شاملو، به سلطه قزلباشان پایان داد. از آن جا که شکست در جنگ چالدران آسیب‌های زیادی به اعتبار شاهی وارد آورده بود، شاه تهماسب برای مصون ماندن از پیامدهای شکست احتمالی، از رویارویی مستقیم با عثمانی‌ها اجتناب کرد. اما بین سال‌های 947 تا 960 ق، چهار بار به قفقاز لشکرکشی نمود تا خود را به عنوان پادشاهی فاتح معرفی نماید و روحیه قزلباش‌ها را در سایه پیروزی در چند جنگ تقویت کند.
شاه عباس در شرایطی به قدرت رسید که بسیاری از ایالات از جمله فارس، کرمان، اصفهان، کاشان، اردبیل و گیلان درگیر شورش خوانین و حکام بودند. در چنین شرایطی شاه عباس ابتدا دستور داد چند تن از امرا را مقتول ساختند و سپس به انتظام ایالات و ولایات پرداخت. حرکت بعدی او جنگ با ازبکان بود که مشهد، نیشابور، اسفراین، سبزوار، مزینان، جاجرم، شقاق و آن حدود را به تصرف درآورده و حکام گماشته بودند. شاه عباس با شکست ازبکان، حاکمیت ایران در خراسان را از طریق جنگ اثبات نمود و ادعاهای آنان را باطل کرد. شاه عباس در جبهه غرب، بغداد و عراق را در سال 1032ق تصرف نمود. به حویزه و لرستان لشکر کشید و با همکاری انگلیسی‌ها توانستند پرتغالی‌ها را بیرون برانند و جرون، بحرین، قشم و هرمز نیز به ایران بازگردانده شد. پیروزی‌های مهم بر ازبکان و عثمانی‌ها، موقعیت و مشروعیت شاه عباس را تحکیم کرد.

نتیجه‌گیری
قرارداد صلح زهاب با عثمانی، نقطه عطفی در تاریخ صفویان بود. تا قبل از صلح زهاب، دشمن اصلی صفویان، عثمانی بود. جنگ‌های متمادی ازبکان و عثمانی‌ها‌ با صفویان، ایرانیان را در وضعیت آمادگی، تقویت بنیه دفاعی، توجه به مرزها و اصلاح ساختار نظامی قرار داده بود. اما از صلح زهاب تا بعد از سقوط اصفهان به دست افغانان، هیچ جنگی با عثمانیان پیش نیامد. ازبکان نیز از شرایط جنگی دور شده و دچار اختلافات داخلی شدند. همین امر دلیلی برای عدم آمادگی سپاه، رها کردن مرزها و عدم پاسبانی از آن‌ها شد. صلح طولانی با عثمانی و عدم جنگ با ازبکان، شاهان ایران را از میدان جنگ جدا کرد، ارتش را منفعل نمود و سپاهیان را از حالت رقابت که منجر به تقویت توان آن‌ها می‌شد، خارج کرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

An analyze on the combativeness of the sheikhs and Safavid kings from the Jonayd period to the Zahāb peace treaty (851-1049 A. H)

نویسنده [English]

  • Reza Sehhat Manesh
History, University of Jiroft. Jiroft, Iran
چکیده [English]

مقدمه
طریقت صفویه از عصر شیخ صفی‌الدین اردبیلی (و. 730 ق)، تا ابتدای دوره شیخ جنید (و. 864 ق)، مبتنی بر رابطه معنوی میان شیوخ و مریدان بود. از عصر شیخ جنید (و. 860 ق)، جنگاوری و غازی‌گری جای صوفی‌گری را گرفت و شیوخ صفوی با قرار دادن شمشیر در دست مریدان و قزلباشان، طریقت صفویه را به حزب سیاسی تبدیل و وارد معادلات قدرت در ایران کردند.
هدف و سوال اصلی
هدف اصلی پژوهش پیش رو یافتن کارکردهای پنهان و آشکار جنگاوری و جنگ‌طلبی صفویان است و قصد دارد به این پرسش پاسخ دهد که: شیوخ و شاهان صفوی بر اساس چه انگیزه‌هایی به جنگ‌طلبی و غازی‌گری روی آوردند؟
روش پژوهش
داده‌های پژوهش با رجوع به منابع دست اول تاریخی از عصر صفویه، گردآوری، و با روش تجلیل تاریخی در مورد جنگ‌های عصر صفوی بحث شد.

بحث
نخستین نبردهای صفویان با رقبا از عصر جنید (و. 864 ق) آغاز شد. شاه اسماعیل صفوی (930-907 ق)، دردر جنگ‌های متعدد، فرخ یِسار شروانشاه (906)، الوندبیگ آق‌قویونلو (907)، و بعد از آن سلطان مراد آق قویونلو را در همدان شکست داد. شاه اسماعیل، مسلح به زره، شمشیر و نیزه و با سپاهیانی بسیار کمتر از رقبا در جنگ شرکت می-کرد. چنین شیوه‌ای برای او نزد صوفیان و قزلباشان تقدس، فرهمندی‌ و مصونیت به ارمغان آورد و تبدیل به شخصیتی خدایگونه شد. پیروزی در جنگ با ازبکان به عنوان رقیبی قدرتمند، مشروعیت او را تایید و تقویت کرد و به او مکان داد که به مانورهای سیاسی داخلی و خارجی روی بیاورد. او بعد از غلبه بر ازبکان، فتح‌نامه‌هایی به هندوستان، شام و روم فرستاد. علاوه بر آن فتح‌نامه‌هایی به نواحی داخلی ایران که در آن جا بیم شورش و انقلاب می‌رفت، ارسال شد. از جمله این ولایات عراق، فارس، آذربایجان، کرمان، خوزستان، بغداد، دیاربکر، شروان و طبرستان بودند. اما شکست در چالدران دارای تکانه‌های بی‌شماری بود. باورهای شاه آسیب دید، و چهره ماورایی او در نزد پیروانش درهم شکست. همچنین، از امور لشکری و کشوری کناره‌گیری نمود و بیشتر وقت خود را در شکار، چوگان، تفنن و میگساری گذراند.
شکست در چالدران، باعث قدرت‌گیری سران قزلباش و خودسری آنان شده بود. شاه تهماسب برای پایان دادن به اختلافات امرا و خودسری‌های آنان قبل از هر چیز قابلیت‌های خود را در نبرد جام با ازبکان در سال 935 ق، به اثبات رساند. بعد از آن در سال 937ق، فرمان قتل چوهاسلطان و سایر تکه‌لوها را صادر نمود و در سال 940-939ق، با فرمان قتل حسین خان شاملو، به سلطه قزلباشان پایان داد. از آن جا که شکست در جنگ چالدران آسیب‌های زیادی به اعتبار شاهی وارد آورده بود، شاه تهماسب برای مصون ماندن از پیامدهای شکست احتمالی، از رویارویی مستقیم با عثمانی‌ها اجتناب کرد. اما بین سال‌های 947 تا 960 ق، چهار بار به قفقاز لشکرکشی نمود تا خود را به عنوان پادشاهی فاتح معرفی نماید و روحیه قزلباش‌ها را در سایه پیروزی در چند جنگ تقویت کند.
شاه عباس در شرایطی به قدرت رسید که بسیاری از ایالات از جمله فارس، کرمان، اصفهان، کاشان، اردبیل و گیلان درگیر شورش خوانین و حکام بودند. در چنین شرایطی شاه عباس ابتدا دستور داد چند تن از امرا را مقتول ساختند و سپس به انتظام ایالات و ولایات پرداخت. حرکت بعدی او جنگ با ازبکان بود که مشهد، نیشابور، اسفراین، سبزوار، مزینان، جاجرم، شقاق و آن حدود را به تصرف درآورده و حکام گماشته بودند. شاه عباس با شکست ازبکان، حاکمیت ایران در خراسان را از طریق جنگ اثبات نمود و ادعاهای آنان را باطل کرد. شاه عباس در جبهه غرب، بغداد و عراق را در سال 1032ق تصرف نمود. به حویزه و لرستان لشکر کشید و با همکاری انگلیسی‌ها توانستند پرتغالی‌ها را بیرون برانند و جرون، بحرین، قشم و هرمز نیز به ایران بازگردانده شد. پیروزی‌های مهم بر ازبکان و عثمانی‌ها، موقعیت و مشروعیت شاه عباس را تحکیم کرد.

نتیجه‌گیری
قرارداد صلح زهاب با عثمانی، نقطه عطفی در تاریخ صفویان بود. تا قبل از صلح زهاب، دشمن اصلی صفویان، عثمانی بود. جنگ‌های متمادی ازبکان و عثمانی‌ها‌ با صفویان، ایرانیان را در وضعیت آمادگی، تقویت بنیه دفاعی، توجه به مرزها و اصلاح ساختار نظامی قرار داده بود. اما از صلح زهاب تا بعد از سقوط اصفهان به دست افغانان، هیچ جنگی با عثمانیان پیش نیامد. ازبکان نیز از شرایط جنگی دور شده و دچار اختلافات داخلی شدند. همین امر دلیلی برای عدم آمادگی سپاه، رها کردن مرزها و عدم پاسبانی از آن‌ها شد. صلح طولانی با عثمانی و عدم جنگ با ازبکان، شاهان ایران را از میدان جنگ جدا کرد، ارتش را منفعل نمود و سپاهیان را از حالت رقابت که منجر به تقویت توان آن‌ها می‌شد، خارج کرد.

کلیدواژه‌ها [English]

  • War
  • Qizilbashan
  • legitimacy
  • Safavids
  • Uzbekan