آرای اندیشمندان مسلمان معاصر عرب درباره عوامل درونی انحطاط تمدن اسلامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استاد، گروه تاریخ، دانشگاه لرستان، خرم‌‌آباد، ایران

10.22081/hiq.2022.62097.2209

چکیده

تمدن اسلامی با وجود شکوفایی نخستین، به‌‌تدریج بر اثر عواملی دچار آسیب شد که آن را به انحطاط کشاند. این عوامل، برخی درون‌‌ساختاری بودند که از درون جامعه اسلامی بر آن تأثیر منفی گذاشت و برخی برون‌‌ساختاری بودند؛ یعنی عواملی که از جهان پیرامونی و حوادث بیرونی، تمدن اسلامی را دچار تخریب و ضعف کرد. همان‌‌گونه‌‌که برآمدن و گسترش این تمدن مورد توجه اندیشمندان بوده، رکود و انحطاط آن نیز از نظر آنان دور نمانده است و هرکدام به برخی از این عوامل پرداخته‌‌اند. در این مقاله، به شیوه توصیفی ـ تحلیلی، این پرسش مطرح شده که از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده است؟ هدف اصلی مقاله، بررسی آسیب‌‌ها و آفات درونی تأثیرگذار بر انحطاط تمدن اسلامی است و رسیدن به پاسخ این پرسش را دنبال می‌‌کند که «از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب، چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی مؤثر بوده‌‌اند؟» فرضیه پژوهش، بر دوگانه عوامل درونی و برونی انحطاط در رویکرد این اندیشمندان دلالت دارد که در این مقاله، به عوامل درونی این انحطاط پرداخته می‌‌شود. این پژوهش، از نوع تاریخی است و در مرحله گردآوری اطلاعات، به روش کتابخانه‌‌ای و در مرحله تبیین، با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی سامان یافته است‌‌. در این پژوهش، مراد از تمدن اسلامی، تمامی میراث و جنبه‌‌های مادی و معنوی مسلمانان است که در دوران مجد و عظمت تمدنی خود به آن دست یافته و به بشریت عرضه کرده‌‌اند؛ مراد از انحطاط تمدن اسلامی نیز بروز حالت عقب‌‌ماندگی، پاشیدگی و تنزل تمدنی در میان مسلمانان است که درخشش علمی ایشان، به ضعف و رکود تبدیل شد. یافته‌های پژوهش نشان‌ می‌دهد که مقوله افول اقتدار جهان اسلام، اندیشه بسیاری از نویسندگان از شمال آفریقا تا جنوب آسیا را از سده 13ق به بعد درگیر ساخت. مفهوم انحطاط توسط ترکان، اعراب، ایرانیان و همچنین مسلمانان در هند و اندونزی، بسیار استفاده شده است. اینکه چرا مسلمانان عقب ماندند و دیگران پیشرفت کردند، موضوعی شد که نویسندگانی با ملیت‌‌های مختلف اسلامی بدان پرداختند. در محیط عربی معاصر، یک بحران اجتماعی چندبُعدی وجود داشت که از نتایج انحطاط و زوال اسلامی بود و به ظهور جنبش‌‌های اصلاحی انجامید. غالب اندیشمندان جهان عرب همچون: محمد عبده، محمد رشید رضا، عبدالرحمن کواکبی، مالک‌ بن‌‌نبی، سمیح عاطف الزین، شکیب ارسلان و دیگران، به مقوله انحطاط بر اساس وضعیت کنونی جوامع اسلامی پرداخته و عقب‌‌ماندگی جهان اسلام را پذیرفته‌‌اند؛ هرچند در علل این عقب‌‌ماندگی، مناقشه‌‌هایی رخ داده است. ازاین‌‌رو، بیشتر به راه‌‌های برون‌‌رفت از این عقب‌‌ماندگی و زوال در قالب اندیشه اصلاحی پیشرفت پرداخته‌‌اند و نوین‌‌سازی جوامع اسلامی را برخی با بازگشت به اسلام و تعالیم آن، و بعضی با اخذ الگوهای پیشرفت غربی طرح کرده‌‌اند. با این دیدگاه است که اصلاح‌‌طلبان مسلمان راه‌حل‌های گوناگونی برای احیا و پیشرفت جامعه اسلامی و برون‌‌رفت از وضعیت زوال و عقب‌‌ماندگی ارائه داده‌‌اند. در تحلیل و بررسی این اندیشمندان، بحران‌‌های اعتقادی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و علمی درازدامنه از درون جامعه اسلامی، بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده‌‌اند. همین مساعد بودن شرایط درونی، تأثیر عوامل بیرونی را هموار کرده است. اندیشمندان مسلمان، در صدر علل انحطاط تمدن اسلامی، بحران یا انحطاط اعتقادی مسلمانان را مطرح کرده‌‌اند. در بحران سیاسی، استبداد حکام اسلامی یا استبداد داخلی و ظلم و فساد حکّام، در اندیشه غالب اصلاح‌‌گران معاصر به‌‌عنوان یکی از علل مؤثر عقب‌‌ماندگی مسلمانان مطرح شده است. برخی از عواملی که اندیشمندان مسلمان در باره انحطاط تمدنی مطرح کرده‌‌اند، در حوزه انحطاط اجتماعی است؛ مانند فقدان وحدت ملی و همبستگی اجتماعی، جدایی و تفرقه میان مسلمانان به‌‌عناوین مذهبی و غیرمذهبی (قومیت‏گرایی و تعصب‏های قومی و نژادی)، ناکامی در کسب نیرومندی مادی و معنوی، غرب‏زدگی و ازخودبیگانگی و خودباختگی در برابر غرب. بحران یا ضعف و زوال علمی، از دیگر عواملی است که اندیشمندان مسلمان در بررسی انحطاط تمدن اسلامی به آن پرداخته‌‌اند. زوال اخلاقی مسلمانان، چه زمامداران و چه مردم، از عواملی بوده که اندیشمندان آن را در انحطاط تمدن اسلامی مؤثر دانسته‌‌اند. تغییر اخلاق اسلامی به اخلاق دنیاگرایانه و مادی و دور شدن از ارزش‌‌ها و فضایل اخلاقی و انسانی، غالب شدن تجمل‌‌گرایی و تنعم‌‌گرایی بر مسلمانان، فساد اخلاقی، گرایش به رکود و سستی، فساد مالی و اقتصادی، مسلمانان را از وظایف و مسئولیت‌‌های فردی و اجتماعی آنان دور ساخت. مقاله با این نتیجه‌گیری به پایان می‌رسد که اندیشمندان مسلمان جهان عرب، به پدیده انحطاط تمدن اسلامی قائل بودند و در علت‌‌یابی آن هم بر عوامل درونی و هم عوامل برونی تأکید کرده‌‌اند و عوامل درونی را مقدمه تأثیرگذاری عوامل برونی این انحطاط دانسته‌‌اند. متفکران اسلام‌‌گرا، دوری مسلمانان از اندیشه توحیدی اسلام و تغییر فرهنگ و سبک زندگی آنان را در انحطاط و عقب‌‌ماندگی آنان مؤثر دانسته‌‌اند و برخلاف دیدگاه اندیشمندان غیراسلام‌‌گرا، اسلام را نه‌‌تنها عامل عقب‌‌ماندگی مسلمانان ندانسته‌‌اند، بلکه بازگشت دوباره به حقیقت اسلام را در زایش تمدنی آنها کاملاً نقش‌‌آفرین می‌‌دانند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Contemporary Arab Muslim Scholars on the Internal Causes of the Decline of Islamic Civilization

نویسنده [English]

  • Jahanbakhsh Savagheb
Jahanbakhsh Savagheb
چکیده [English]

Despite its early flourishing, Islamic civilization gradually suffered from a series of debilitating factors that led to its decline. These factors can be broadly divided into two categories: internal—arising from within the Islamic society itself—and external, rooted in the surrounding world and external events that adversely affected the trajectory of Islamic civilization. Just as the emergence and expansion of this civilization have drawn scholarly attention, its stagnation and deterioration become a subject of critical inquiry among Muslim scholars, each offering distinct perspectives on its causes. This article adopts a descriptive-analytical approach to explore a central question on what internal factors contributing to the decline of Islamic civilization have been identified by contemporary Arab Muslim scholars. The principal objective is to investigate the internal weaknesses and afflictions that, according to these thinkers, have played a decisive role in the historical downturn of Islamic civilization. The study rests on the hypothesis that in the thought of these scholars, both internal and external causes are acknowledged; however, this article focuses specifically on the internal dimension of that decline. Methodologically, the research falls within the domain of historical studies. Data has been gathered through library-based research, while the analytical framework is rooted in descriptive and interpretive techniques. The term Islamic civilization in this study encompasses both the material and spiritual heritage developed and presented by Muslims during their historical period of civilizational grandeur. Conversely, decline is understood as a state of intellectual and societal regression, in which the former scientific and cultural brilliance of the Muslim world changed into the weakness and stagnation. Findings reveal that the question of decline has occupied the minds of many Muslim intellectuals-from North Africa to South Asia-since the 13th century A.H. The concept of decline has been widely discussed across diverse Muslim contexts including Turkish, Arab, Iranian, Indian, and Indonesian thought. The question of why Muslims regressed while others advanced became a central concern for scholars of different Islamic nationalities. In the modern Arab context, a complex and multidimensional social crisis-considered both a result and a manifestation of civilizational decay-paved the way for reformist movements. Leading Arab Muslim thinkers such as Moḥammad ʿAbdoh, Moḥammad Rashid Reza, ʿAbdol-Raḥmān al-Kawakebi, Malek
Ibn e-Nabi, Samiḥ ʿĀṭef al-Zayn, Shakib Arsalan, and others have all addressed the phenomenon of decline by engaging with the contemporary conditions of Muslim societies. While there is some contention regarding the precise causes, a general consensus affirms the reality of decline and backwardness. Consequently, much of their thought focuses on strategies for civilizational revival, either through a return to Islamic principles or via the selective adoption of Western models of modernization. These thinkers have identified a number of internal crises—doctrinal, political, social, moral, and intellectual-as key contributors to Islamic civilizational decline. The deterioration of internal conditions, in turn, facilitated the impact of external pressures. Chief among these internal causes, according to the reformists, is a doctrinal crisis marked by a weakening of faith and theological deviation. Political despotism-manifest in tyranny, corruption, and the erosion of justice by Muslim rulers-is another frequently cited cause. Social factors include the absence of national unity and solidarity, fragmentation along sectarian and ethnic lines, failure to attain material and spiritual strength, and pervasive Westernization, self-alienation, and cultural dislocation. In the realm of intellectual decline, the loss of scientific vitality and innovation has been a prominent concern. Moreover, the moral degeneration of both leaders and the general publicmarked by worldliness, materialism, extravagance, and disengagement from ethical and spiritual valueshas further exacerbated the decline. These developments led to widespread negligence of social and personal responsibilities, as Muslims became increasingly inward-looking and stagnant. The article concludes that contemporary Arab Muslim thinkers acknowledge the reality of Islamic civilizational decline and emphasize the interplay of both internal and external causes-though they view internal factors as the primary enablers of external threats. Islamist thinkers, in contrast to secular reformists, do not regard Islam itself as the source of decline. On the contrary, they argue that the abandonment of the monotheistic thought of Islam, and the transformation of Muslim lifestyles and cultures, lie at the heart of the problem. For these thinkers, a return to the authentic principles of Islam is not merely a solution, but an essential catalyst for the civilizational renewal of the Muslim world.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Islamic Civilization
  • The Decline of Islamic Civilization
  • Contemporary Arab Scholars
  • Islamic World
  • Encounter with Western Civilization
قرآن کریم.
ارسلان، شکیب، 1358ق، لماذا تأخر المسلمون ولماذا تقدم غیرهم، مصر، مطبعة عیسی البابی الحلبی وشرکاء.
اسدآبادی، سید جمال‌‌الدین و عبده، شیخ محمد، بی‌تا، عروة الوثقی (مجله‌‌های سید جمال‌‌الدین اسدآبادی)، ترجمه: زین‌‌العابدین کاظمی خلخالی، تهران، حجر.
امین، احمد، 1376، پیشگامان مسلمان تجددگرایی در عصر جدید، ترجمه: حسن یوسفی اشکوری، تهران، علمی و فرهنگی.
بن‌‌نبی، مالک، 2000م، شروط النهضة، دمشق، دار الفکر.
بن‌‌نبی، مالک، 2002م، میلاد مجتمع، دمشق، دار الفکر.
بن‌‌نبی، مالک، 2004م، وجهة العالم الإسلامی، دمشق، دار الفکر.
جعفری، محمدتقی، تاریخ از دیدگاه امام علی(ع)، گردآوری و تنظیم: محمدرضا جوادی، تهران، پیام آزادی.
جعفری، یعقوب، 1366، بینش تاریخی قرآن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
جعفری، یعقوب، 1372، بینش تاریخی نهج‌‌البلاغه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
جمالی اسدآبادی، ابوالحسن، 1349، نامه‌‌های تاریخی و سیاسی سید جمال‌‌الدین اسدآبادی، تهران، پرستو.
حسین، طه، 1363، انقلاب بزرگ (ترجمه الفتنه الکبری)، ترجمه: جعفر شهیدی، چاپ دوم، تهران، علمی و فرهنگی.
حسین، طه، 1363، علی(ع) و دو فرزند بزرگوارش، ترجمه: احمد آرام، چاپ دوم، تهران، علمی و فرهنگی.
حلبی، علی‌‌اصغر، 1371، تاریخ نهضت‌‌های دینی ـ سیاسی معاصر، تهران، بهبهانی.
حیدری، سلیمان، پاییز 1395، «بررسی علل افول تمدن اسلامی از دیدگاه شکیب ارسلان»، تاریخ اسلام و ایران، 26(121)، ص 47-67.
خدّوری، مجید، 1359، تجدید حیات سیاسی اسلام از سید جمال تا اخوان‌‌المسلمین، نقد و ترجمه: حمید احمدی، تهران، الهام.
خدّوری، مجید، 1366، گرایش‌‌های سیاسی در جهان عرب، ترجمه: عبدالرحمن عالم، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌‌المللی وزارت امور خارجه.
دکمجیان، هرایر، 1366، جنبش‌‌های اسلامی در جهان عرب، ترجمه: حمید احمدی، تهران، کیهان.
رحمانیان، داریوش، 1391، تاریخ تفکر سیاسی در دوره قاجاریه، چاپ سوم، تهران، پیام نور.
رحمانیان، داریوش، 1382، تاریخ علت‌‌شناسی انحطاط و عقب‌‌ماندگی ایرانیان و مسلمین، تبریز، دانشگاه تبریز.
رضا، محمد رشید، 2013م، الخلافة، قاهره، مؤسسة هنداوی للتعلیم والثقافة.
رضا، محمد رشید، 1931م، تاریخ الأستاذ الإمام الشیخ محمد عبده، قاهره، مطبعة المنار.
الزین، سمیح عاطف، 1405ق/1985م، عوامل ضعف المسلمین، چاپ هفتم، بیروت، دار الکتاب اللبنانی.
الزین، سمیح عاطف، 2008م، المسلمون مَن هُم؟، چاپ هفتم، بیروت، دار الکتاب اللبنانی.
سحمرانی، اسعد، 1395، اندیشمند مصلح، مالک‌بن‌‌نبی، ترجمه: صادق آئینه‌‌وند، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
السّمان، علی، 1357، رویارویی مسلک‌‌ها و جنبش‌‌های سیاسی در خاورمیانه عربی تا سال 1967، ترجمه: حمید نوحی، بی‌‌جا، قلم.
شفیق، منیر، 1363، اسلام رودرروی انحطاط معاصر، ترجمه: غلامحسین موسوی، قم، نهضت جهانی اسلام.
صاحبی، محمدجواد، 1370، اندیشه اصلاحی در نهضت‌‌های اسلامی، چاپ دوم، تهران، کیهان.
عبده، محمد، 1406ق، رسالة التوحید، مقدمه: حسین یوسف الغزال، چاپ ششم، بیروت، دار احیاء العلوم.
عبده، محمد، 1923م، «الإسلام والنصرانیة بین العلم والمدنیة»، المنار، جلد 8، قاهره.
عنایت، حمید، 1363، سیری در اندیشه سیاسی عرب، چاپ سوم، تهران، سپهر.
فاضل قانع، حمید، بهار و تابستان 1396، «تمدن نوین اسلامی در بستر اصلاح فرهنگی (تبیین اندیشه‌‌های تمدنی مالک‌بن‌‌نبی)»، پژوهش‌‌های تمدن نوین اسلامی، سال 1، شماره 1: 137-163.
فیض‌الإسلام، 1351، نهج‌‌البلاغه، ترجمه و شرح: علی‌نقی فیض‌‌الإسلام، چاپ دوم، تهران، بی‌‌نا.
کافی، مجید، 1393، جامعه‌‌شناسی تاریخی (مبانی، مفاهیم و نظریه‌‌ها)، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
کواکبی، عبدالرحمن، 1363، طبیعت استبداد، ترجمه: عبدالحسین‌‌میرزای قاجار، تصحیح: محمدجواد صاحبی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.
کواکبی، عبدالرحمن، 2007م، امّ القری، مؤتمر النهضة الإسلامیة الأول، دراسة و تحقیق: محمدجمال طحان، دمشق، صفحات للدراسات والنشر.
محمودی، علی، 1395، نواندیشان ایرانی؛ نقد اندیشه‌‌های چالش‌‌برانگیز و تأثیرگذار در ایران معاصر، چاپ چهارم، تهران، نی.
مخزومی، محمدپاشا، 1328، خاطرات سید جمال‌‌الدین اسدآبادی معروف به افغانی، ترجمه: مرتضی مدرسی چهاردهی، تبریز، بنگاه دین و دانش.
مطهری، مرتضی، 1368، بررسی اجمالی نهضت‌‌های اسلامی در صدساله اخیر، چاپ سیزدهم، تهران، صدرا.
موثقی، احمد، 1373، علل و عوامل ضعف و انحطاط مسلمین در اندیشه‌‌های سیاسی و آرای اصلاحی سید جمال‌‌الدین اسدآبادی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
Chapra, Muhammad Umer, 2008, Muslim Civilization: The Causes of Decline and the Need for Reform, Leicestershire, UK (United Kingdom): The Islamic Foundation.
Hees, Syrinx von (Ed.), 2017, Inhetat-The Decline Paradigm: Its Influence and Persistence in the Writing of Arab Cultural History, Würzburg: Ergon Verlag.
Hourani, A. H., 1962, Arabic Thout in the Liberal age (1798- 1939), London, Oxford University Press.
Sing, Manfred, 2017, "The Decline of Islam and the Rise of Inḥiṭāṭ: The Discrete Charm of Language Games about Decadence in the 19th and 20th Centuries", Inhetat-The Decline Paradigm: Its Influence and Persistence in the Writing of Arab Cultural History, Edited by Syrinx von Hees, Würzburg: Ergon Verlag, pp. 11-70.