شناسایی نظام‌های فقهی مکه در نیمه دوم قرن اوّل با تحلیل مردم‌شناختی؛ مسئله مُتعَتان در منازعات عبدالله‌بن‌زبیر و عبدالله‌بن‌عباس

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکتری، گروه مردم‌شناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 کارشناسی ارشد، گروه تاریخ اسلام، دانشگاه تهران، تهران، ایران

10.22081/hiq.2022.63107.2239

چکیده

فقه، علاوه بر مسائل عبادی و آیینی، روابط اجتماعی را در جامعه اسلامی ساماندهی می‌‌کند و نظام حقوقی را شکل می‌‌دهد. حقوق، از جهت ارزش‌‌گذاری بر کنش‌‌های انسانی، خصلتی هنجاری دارد. هنجارهای نظام حقوقی، بر مبنای نظام ارزشی شکل می‌‌گیرد و از سوی دیگر، الزامات قوانین و قواعد حقوقی، ارزش‌‌های نهفته در قانون را در جامعه استمرار می‌‌بخشند. فقه و نظام‌‌های حقوقی، بر اساس الزامات که در فقه به صورت مبسوطی با پنج دستورعمل: واجب، مستحب، مکروه، حرام و مباح محقق می‌‌شود، افعال تابعین را ارزش‌‌گذاری می‌‌کنند. این‌‌نظام ارزش‌‌گذاری، رفتار تابعین حقوق اسلامی را هدایت می‌‌کند. حقوق اسلامی در قرن اوّل، ماهیتی فرهنگی و تنیده در زندگی روزمره داشت و مذاهب فقهی در نیمه نخست قرن اوّل به صورت نهاد عینیت نداشتند. به‌تدریج با شکل‌گیری صنف مفتیان و قضات، فقه نیز به مکاتب مختلف منشعب شد. تکوین حقوق اسلامی، با رقابت و منازعه گروه‌‌های اجتماعی توأم بود. سرانجام، طیفی از مکاتب فقهی با ساختارهای حقوقی متفاوت شکل گرفت. اگرچه آغاز شکل‌‌گیری مکاتب فقهی در اوایل قرن دوم به‌طور رسمی در تاریخ اسلام گزارش شده، ولی تکوین گرایش‌‌های مختلف فقهی، در زیست‌دینی متنوع صحابه و تابعین در قرن اوّل ریشه دارد. زیست‌‌دینی گروه‌‌های مختلف مسلمان صدر اسلام، تحت تأثیر فرهنگ پیش از اسلام، انگیزه اوّلیه از پیوستن به دعوت خاتم النبیین(ص) و تنوع معنای دین‌‌داری آنها، متنوع بود. ازاین‌رو، تحلیل مردم‌‌شناختی زیست فقهی- حقوقی صحابه در دهه‌‌های نخست جامعه اسلامی برای درک تمایزات مکاتب فقهی قرن دوم، مسئله این پژوهش است. دستاورد این مقاله، تمایز عاملیت‌‌های حقوقی شهر مکه در دهه هفتم هجری است. در این نوشته، با تفکیک شبکه کنشگران حقوقی، دو عاملیت حقوقی با آرمان‌‌های متفاوت و جهان‌بینی و ارزش‌‌های متمایز شناسایی شدند. عاملیت اوّل، حضرت رسول اکرم(ص) را متصل به وحی با جایگاهی مقدس و در راستای نبوت پیامبران پیشین باور داشتند. همچنین، مبانی حقوق اسلامی را منحصراً در وحی (قرآن و سنّت نبوی) می‌‌دانستند و قوانین خلفا را در صورت انتساب به کتاب یا سیره نبوی قبول می‌‌کردند. این عاملیت، نبوی نام داشته و ابن‌‌عباس نیز یکی از نمایندگان نظام حقوقی نبوی بود. عاملیت دوم، نقش نبی اکرم(ص) را در افق فرهنگی قبل از اسلام و بدون باور به رابطه وحیانی، به‌عنوان رئیس قبیله (در چارچوب مفهومی قبیلگی) پذیرفته بودند. حاکمیت رسول خدا(ص)، در جایگاه مقتدرانه رئیس قبیله برای ایشان محترم و نافذ بود. «امت اسلامی» در نزد این گروه به‌مثابه قبیله و حضرت رسول اکرم(ص) اقتدار ریاستی در تشریع داشت. این عاملیت، بدوی نام داشته و عبدالله و عروه فرزندان زبیر نیز نمایندگان نظام حقوقی بدوی بودند. اندیشه فقهی آل‌‌زبیر، تلفیق ارزش‌‌های اسلامی به نفع ارزش‌‌های قومی بود. نگارندگان این مقاله با رویکرد مردم‌‌شناسی حقوق، مسئله دو متعه حج و نکاح را از منظر دو عاملیت مذکور بررسی کرده و تفاوت بنیادین منابع و منطق فقهی- حقوقی آن دو را نشان داده‌‌اند. ابن‌عباس در مسئله متعه حج و متعه نکاح سعی داشت این حقیقت را تثبیت کند که رسول اکرم(ص) مقدس و متصل به علم الوهی است و یگانه منطقِ معتبر حقوق اسلامی، منطق انتساب است. در نقطه مقابل در نظام حقوق بدوی، نبی اکرم(ص) شخصیتی زمینی در قالب سنّت قبیلگی دارد و اقتدار ریاستی قوم، نفوذ احکام نبوی را تضمین می‌‌کند. از نظر آل‌‌زبیر بعد از نبی اکرم(ص)، خلفا با روش‌‌های عقلایی امکان دخل و تصرف و تأسیس احکام جدید را دارند. ریشه‌‌ای‌‌ترین عوامل تمایز در دو گفتمان نبوی و بدوی، تعیین شخصیت نبوی است. هر دو عاملیت نبوی و بدوی، در ابتدای قرن دوم در صورت‌‌بندی مکاتب فقهی اثر مستقیم داشتند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Identifying the Legal-Religious Systems of Mecca in the Second Half of the First Century A.H through an Anthropological Analysis; The Issue of Motʿatan in the Dispute between Abdollah ibn e-Zobair and Abdollah ibn e-Abbas

نویسندگان [English]

  • Hamidreza Azarinia 1
  • Ihsan Bahramlou 2
1 Ph.D. in Anthropology, University of Tehran, Tehran, Iran
2 M.A. in history of Islam, University of Tehran, Tehran, Iran
چکیده [English]

Islamic jurisprudence, beyond regulating ritual and devotional practices, also structures the social relations and legal frameworks within Muslim societies. As a normative system, law ascribes value to human actions, and the norms of a legal system are rooted in underlying value systems. Conversely, the imperatives embedded in legal norms reinforce these values across the social fabric. Within Islamic jurisprudence, legal evaluation
of human behavior is conducted through five categories of verdicts: obligatory, recommended, disliked, prohibited, and permissible which guide the actions of adherents. This evaluative framework influences the conduct of those who follow Islamic law. In the first Islamic century, the legal-religious order had a deeply cultural and lived character, interwoven with daily life. Jurisprudential schools had yet to take shape as formal institutions during the early decades. With the gradual emergence of professional classes of muftis and judges, Islamic legal thought began to develop into distinct schools. The formation of Islamic law was accompanied by sociopolitical contests and rivalries among various social groups, eventually resulting in a spectrum of legal traditions with differing structures. Although the emergence of juristic schools is officially documented from the early second century A.H, the roots of these schools can be traced to the diverse religious-living experiences of the Companions during the first century. The religious life of different Muslim groups in early Islam was diverse, influenced by pre-Islamic culture, the initial motivation to join the call of the Prophet of Islam (PBUH), and the diversity of their religious meanings. Therefore, in order to understand the differences between the jurisprudential schools of the second century, this study has conducted an anthropological analysis of the jurisprudential-legal life of the Companions in the first decades of Islamic society. This study takes an anthropological approach to analyze the legal-religious life of the early Muslim community, particularly focusing on Mecca in the seventh decade AH, in order to uncover the early divergences that later informed the development of legal schools in the second century. The article identifies two distinct legal-religious agencies in Mecca at that time, each grounded in different worldviews, value systems, and conceptions of prophetic authority. The first, which we term the "Prophetic Agency" (ʿāmilīyat-i nabawī), viewed the Prophet Mohammad (PBUH) as sacred and divinely inspired, in continuity with previous prophetic traditions. This agency considered the foundations of Islamic law to lie exclusively in divine revelation—namely, the Qur’an and Prophetic Sunnah—and accepted the legal decisions of the caliphs only when they conformed to these sources. Ibn e-Abbās is identified as a key representative of this legal paradigm. The second, termed the "Tribal Agency" (ʿāmilīyat-i badawī), interpreted the Prophet’s role through the lens of pre-Islamic tribal culture, viewing him as a tribal chief with social and political authority rather than as a divinely inspired lawgiver. For this group, the "Islamic community" functioned as an extended tribe, and the Prophet’s legislative authority stemmed from his chieftaincy. In this framework, successors to the Prophet—such as the caliphs—could rationally reinterpret or establish new legal rulings. This agency was represented by figures such as ʿAbdollāh ibn e-Zobair and ʿUrwah ibn e-Zobair, whose legal thinking blended Islamic values with tribal priorities. Employing a legal-anthropological lens, the authors examine the dual practices of mutʿat al-hajj and mutʿat al-nikāḥ (temporary marriage), as viewed by these two agencies. Ibn ʿAbbas’ defense of both practices underscored his belief in the sacred and revelatory authority of the Prophet, affirming that only legal rulings grounded in divine attribution were valid. In contrast, the tribal legal paradigm construed the Prophet’s rulings as socially constructed and rooted in tribal governance, allowing for legal modification by subsequent leaders. The core divergence between the Prophetic and Tribal legal paradigms lies in their respective constructions of Prophetic identity—either as a transcendent, divinely guided messenger or as a worldly tribal leader. Both legal agencies played foundational roles in shaping the structure of early Islamic jurisprudential schools at the dawn of the second century A.H.

کلیدواژه‌ها [English]

  • History of Jurisprudence
  • Legal Anthropology
  • Mutʿat al-Nikaḥ (temporary marriage)
  • Mutʿat al-Hajj
  • Ibn e-Abbas
  • Ibn e-Zobair
قرآن کریم.
ابن‌‌ابی‌‌عروبة، سعید، 1421ق، کتاب المناسک، تحقیق: عامر حسن صبری، بیروت، دار البشائر الإسلامیة.
ابن‌‌ابی‌‌شیبه، عبدالله‌‌‌بن‌‌محمد، 1427ق، المصنف، تحقیق: محمد عوامة، بیروت، دار قرطبة.
ابن‌‌حبان، محمد، 1395ق، الثقات، تحقیق: السید شرف‌‌الدین احمد، بیروت، دار الفکر.
ابن‌‌عبدالبر، ابوعمر یوسف‌بن‌‌عبدالله، 1415ق، الإستیعاب فی‌‌معرفة الأصحاب، تحقیق: علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، دار الکتب العلمیة.
ابی‌‌القاسم الکوفی، علی‌بن‌احمد، 1373ق، الإستغاثة فی بدع الثلاثة، تهران، مؤسسة الأعلمی.
ابی‌‌نعیم الاصبهانی، احمدبن‌‌عبدالله، 1419ق، معرفة الصحابة، تحقیق: عادل‌‌‌بن‌‌یوسف‌‌العزازی، ریاض، دار الوطن.
ابی‌‌نعیم الاصبهانی، احمدبن‌‌عبدالله، 1421ق، الإستذکار، تحقیق: سالم محمد عطا و محمد علی معوض، بیروت، دار الکتب العلمیة.
آقاگل‌‌زاده، فردوس، 1385ش، تحلیل گفتمان انتقادی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.
آقاگل‌‌زاده، فردوس و غیاثیان، مریم‌سادات، 1386، «رویکرد غالب در تحلیل گفتمان انتقادی»، زبان و زبانشناسی، 3(5).
امینی، عبدالحسین، 1436ق، موسوعة الغدیر فی الکتاب والسنّة و‌‌الأدب، تحقیق: مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة، قم، مؤسسة دائرةالمعارف للفقه الإسلامی.‌‌
بادامچی، حسین؛ غضنفری، کلثوم و داوری، پروین، 1394، «ازدواج موقت در دین زردشتی و اسلام»، زن در فرهنگ و هنر، 7(4).
بخاری، محمدبن‌‌اسماعیل، 1433ق، صحیح بخاری، قاهره، دار التأصیل.
بلاذری، احمدبن‌‌یحیی، 1430ق، انساب الاشراف، تحقیق: عبدالعزیز دوری و احسان عباس، بیروت، معهد الآلمانی للابحاث الشرقیة.
بی‌نا، 1391ق، أخبار الدول العباسیة، بیروت، دار الطلیعة.
بیهقی، ابوبکرأحمدبن‌‌الحسین، 1416ق‌‌، السنن الکبری، تحقیق: مکتبة البحوث والدراسات، بیروت، دار الفکر.
ترمانینی، عبدالسلام، 1998م، الزواج عند العرب فی الجاهلیة والإسلام، کویت، عالم المعرفة.
پارسانیا، حمید؛ هلالی، فاطمه و موسویان اصل، سید سعید، 1397، «دیدگاه یوزف شاخت به فقه اسلامی به مثابه دانش اجتماعی»، اسلام و مطالعات اجتماعی، 5(4).
جصاص، احمدبن‌‌علی، 1405ق، أحکام القرآن، تحقیق: محمدصادق قمحاوی، لبنان، دار احیاء التراث العربی.
حاکم نیشابوری، محمدبن‌‌عبدالله، 1439ق، المستدرک علی الصحیحین، تحت اشراف: اشرف‌بن‌‌محمد نجیب المصری، دمشق، دار المنهاج القویم.
طباطبایی، سید محمدحسین، 1417ق، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.
طبرانی، سلیمان‌بن‌‌أحمد، 1405ق، معجم الکبیر، تحقیق: حمدی‌بن‌‌عبدالمجید السلفی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
طبری، محمدبن‌‌جریر، 1415ق، تاریخ الطبری، بیروت، دار الکتب العلمیة.
طیالسی، سلیمان‌بن‌‌داوود، 1425ق، مسند ابی‌‌داود الطیالسی، تحقیق: محمدحسن اسماعیل، بیروت، دار الکتب العلمیة.
سیوطی، جلال‌‌الدین، 1414ق، جامع الأحادیث، بیروت، دار الفکر.
شافعی، محمدبن‌‌ادریس، 1393ق‌‌، مسند الإمام الشافعی، تحقیق: رفعت فوزی عبدالمطلب، بیروت، دار البشائر الإسلامیة.
شافعی، محمدبن‌‌ادریس، 1393ق، الأم، بیروت، دار المعرفة.
فیومی، احمدبن‌‌محمد، 1414ق، المصباح المنیر فی غریب شرح الکبیر، قم، مؤسسة دار الهجرة.
قرطبی، محمد‌بن‌‌احمد، 1427ق، الجامع لأحکام‌الدین، تحقیق: عبدالله‌بن‌‌عبدالمحسن الترکی، بیروت، مؤسسة الرسالة.
مالک‌بن‌‌أنس، 1424ق، الموطأ، تحقیق: ابواسامه سلیم‌بن‌‌عید الهلالی، دبی، مکتبة الفرقان.
مسلم‌بن‌‌الحجاج، 1422ق، صحیح مسلم، اشراف: خلیل مأمون شیحا، بیروت، دار المعرفة.
Emirbayer, M. & Mische, A.1998, "What Is Agency?" American Journal of Sociology, 103(4), pp. 962-1023.
Pirie, F., 2013, The Anthropology of Law, Oxford University Press.
www.mominoun.com