تاریخ و ضرورت همگرایی با علوم اجتماعی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه تاریخ دانشگاه لرستان

چکیده

بازاندیشی تاریخ در ذهن مورخ انجام می‌شود و ذهن مورخ در بستر ساختاری جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند قوام می‌گیرد. تاریخ بررسی و تحلیل اجزای ساختاری جامعه را در اعصار گذشته در راستای پاسخ‌گویی به مسائل و اجزای ساختاری جامعه در زمان حال در دستور کار دارد و این مهم را با انتخاب موضوع و مسائلی که میان حال و گذشته در سَیَلان است انجام می‌دهد. مورخان دانش و بینش خود را وامدار جامعه‌ای هستند که در آن زندگی می‌کنند و این بینش و دانش در انتخاب موضوعات پژوهشی، موضوعاتی که در افق ساختاری گذشته بررسی می‌شوند اما معطوف و مقید به زمان حال می‌باشند تأثیر فراگیر دارد. زمان حال و مباحث مربوط بدان، ماهیتی زنده و پویا دارد و اشراف بر وجوه مختلف آن تخصص‌های متفاوتی را می‌طلبد. انسان و حیات انسانی به عنوان یک کلیت، مورد مطالعه علوم مختلف است و شناخت کامل این کلیت برای متخصصان یک علم امکان‌پذیر نیست؛ از این رو اندیشمندان علوم مختلف با ارتباط تنگاتنگ و متداوم با اصحاب رشته‌های مختلف قادر به شناخت بیشتر حیات انسانی خواهند بود. تاریخ نیز به عنوان دانشی که گذشته حیات انسانی را با هدف فایده‌مندی بررسی و تحلیل  می‌کند، در صورتی می‌تواند دستاوردهای معطوف به هدف داشته باشد که با اندیشمندان علوم مختلف و به ویژه متخصصین علوم اجتماعی در تعامل باشد. ضرورت چنین تعاملی که در کلیت، ثبات، فایده‌مندی و تداوم بخشیدن به داده‌های تاریخی مؤثر واقع می‌شود و زمینه‌های ارتقای معرفت‌شناسی تاریخی را فراهم می‌آورد مسئله‌ای است که ـ‌ حداقل در مقام طرح ضرورت موضوع ـ‌ در این مقاله مورد بررسی  قرار می‌گیرد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

History and Necessity of Convergence with the Social Sciences

نویسنده [English]

  • Seyyed Abolfazl Razavi
چکیده [English]

Reconsidering the history would be a mental task and historian’s mind is shaped in the structural ground of society in which he lives. Having the date of the study and the analysis of the structural elements of the society in the past centuries in line with answering to the issues and the structural elements of society in the time being, he will investigate this issue through picking out the subject matters prevalent between past and present. The historians’ knowledge and insight is due to the society in which they live and this knowledge and insight will have an outstanding effect on choosing the research issues, the issues studied in structural horizon of the past but dependent on the present time. The present time and the issues related to it are of lively and dynamic nature and mastery to its different aspects is in need of various specialties. The human being and his life as a generality is the subject matter of the study in different sciences and achieving a perfect knowledge of this generality will not be possible for the specialists of one science.
Therefore, the intellectuals of different sciences would not have a deep knowledge of the life of human being except through a close and continuous interaction with the owners of various disciplines. Also, the history as a science which studies the past of human being with the purpose of profitability, can achieve this goal through the interaction with the intellectuals of different sciences particularly the specialties of social sciences.
The necessity of this interaction which would be so effective in the generality, stability, profitability and continuing the historical data and provides the grounds of promotion in the historical epistemology is an issue- at least in raising the necessity of the subject- that will be investigated in this article.

کلیدواژه‌ها [English]

  • history
  • the science of history
  • the social sciences
  • society
  • the social structure